همه چیز از همه جا
 

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 14:10  توسط نوید ارجمندنیا  | 
  میدونید وقتی کامپیوتر شما ویروسی میشه چه اتفاقی می افته و شما باید چطور به جنگ این ویروس بروید .
این کلیپ به شما آموزش میدهد البته به صورت انیمیشن و خیلی خنده دار . پیشنهاد میکنم حتما ببینید .






برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 15:24  توسط نوید ارجمندنیا  | 
 

نامه اول

 

سیندرلای خوشگل خوش قد و بالای کمر باریک عزیزم , سلام ! امیدوارم توی قصر مرفهان بیدرد حسابی بهت خوش بگذرد !وای ی ی .... نمیدانی چقدر خوشحالم از اینکه دارم نامه ای برای تو مینویسم تا دل پر خودم را حسابی خالی کنم ! – البته نه از اون لحاظ – خوش به حالت ! کاش یه خورده از اون شانس تو هم نصیب من بدبخت میشد . اصلا مگر قدیمی ها نگفته اند که زشتها , شانسشون بیشتره ؟! پس چرا من اکبیری !! درسته حقیقت تلخه ! اما به هر حال نمیشه کتمانش کرد ! آنقدر بد شانس هستم . آه سیندرلا .... کاش بودی و مرا در آغوش گرمت میفشردی و به من میگفتی که باید چه غلطی بکنم تا لااقل یک مردتیکه الدنگ ........

 

نامه دوم

 

خیلی دپرس شدم سیندرلا جان ! از خودم بدم آمده .... فکر میکنم بوی گند ترشی میدهم ! آن هم ترشی لیته ای که مثل من درب و داغون و لهیده است ! جلوی آینه که می ایستم , میبینم آنقدرها که گمان میکنم , زشت نیستم . دماغ گنده ام را همین یکی دو ماه پیش برده ام زیر تیغ جراحی و تبدیل به یک بینی سر بالای کار درستش کردم ! چروکهای پوستم را که سه هفته پیش داده ام کشیدند تا معلوم نشود , سی و دو سال دارم ! برای چشمان بابا قوریم یک هفته پیش یک جفت لنز سبز یشمی خال خال پشمی خریدم ! تازه پریروز هم مش و مانی کور و پدی کور و .... کردم ! پس دیگر به قول شاعر خدابیامرز : بی وفا ! حالا چرا ؟! حالا که مثل قرص ماه شدم و به پایت افتاده ام که مرا به کنیزی قبول کن, چرا قبولم نمیکنی و مثل لوتی های عاشق پیشه , پاشنه در خانه مان را از جا در نمیاوری ؟! هان ؟! هان ...؟! پرسیدم هان ؟!

 

نامه سوم

 

به خدا دیگه خسته شدم سیندرلا جان ! غرغرهای بابا از یک طرف و حسرت خوردنهای مامان از طرف دیگر دارد دیوانه ام میکند . بابا دم به دقیقه داد و هوار میکند که : دختر ! تو را به مقدسات عالم کمتر به خودت بمال ! آبرو داریم ما والا .... هرچه قدر هم که خودتو به آب و آتیش بزنی , شوهر نیست عزیزم ! دختر که سنش از 25 سالگی گذشت باید فاتحه ازدواج رو هم بخونه دخترم , میفهمی ؟! مامان هم دایم به چهره ام زل میزند و بعد انگار که دخترش جذامی باشد , اوهو اوهو میزند زیر گریه , بعد هم میگوید : الهی مادرت بمیره ! غصه نخور عزیزم ! مردم شانس دارند , ما هم شانس داریم . آخه من نمیدونم این دختر عموی ککی مکیت با اون خونواده دگوریش چپش از تو بالاتره که باید بهترین شوهرو تور بزنه , اما تو ..... به خاطر پول باباشونو دیگه , اگه بابای تو هم مثل داداشش یه جو عرضه داشت , الان وضع ما این نبود . مادرت پرپر بزنه دختر ...اوهو....اوهو ...!

 

نامه سوم

 

امروز داشتم آلبوم دوران دانشگاهم را ورق میزدم . یادش به خیر ! چه قدر زور زدم تا لااقل یک شوهر پیدا کنم , اما یک نصف شوهر هم نصیبم نشد که نشد ! چشمم به عکس این پسره نامرد ارژنگ که خورد; میخواستم روی عکسش عق بزنم ! پسره بی لیاقت ! چقدر خرجش کردم بی خودی ! روز مرد برایش کت و شلوار مارک دار خریدم ! روز ولنتاین بهش یک MP4 هدیه دادم ! اما آخرش چی ؟! با یکی از دخترهای لوس و ننر ورودی جدید ازدواج کرد . دختره عینهو میمون بود , فقط دو تا چشم سبز داشت که ب اهمان چشمهای قورباغه ای رنگش شوهر مرا – ببخشید مرد کاندیدی مرا برای ازدواج آینده ! – قاپید و رفت ! الهی که تو جوونیش بیوه بشه ! الهی که ارژنگ , سرش هوو بیاره ! الهی که جز جگر بزنه ! الهی که ... آه .... آه .... آه سیندرلای عزیزم من شوهرمو می خوام م م م م !

 

نامه پنجم

 

سیندرلای عزیزم ! یادم رفت بگویم که تازه بعد از دوره کارشناسی در دوره کارشناسی ارشد هم قبول شدم و باز هم کلی برای شوهریابی روزها و هفته ها و ماهها و سالها – دو سال ! – تلاش و کوشش بی وقفه کردم اما هیچ ثمره ای نداشت ! مطمئن بودم اگر در مقطع دکتری شرکت میکردم و قبول میشدم دیگر حتما موفق به ازدواج میشدم , اما حیف که پدرم اجازه نداد و گفت : من دیگه توان پرداخت شهریه دانشگاه آزاد را ندرام . خب .... دختر ! یه خورده خودتو جمع و جور کن ! بشین برای دانشگاه دولتی درس بخون . مگه تو چیت از آن دختر خاله خنگت با اون بابای خل وضعش کمتره که اون باید دانشگاه تهران درس بخونه و تو دانشگاه آزاد , اونم کجا ؟ واحد کتول آباد سفلی ! ای خاک بر سرت دختره بی عرضه !!

 

نامه ششم

 

آه سیندرلای خوش شانس و عزیز ! اکنون که قلم بر دست گرفته ام ; دوست دارم به جای جوهر قلم اشکهای چشم من کاغذ سفید نامه آم را خیس کند بلکه تو دلت برای من فلک زده بسوزد و راز موفقیتت را برای من شرح دهی ! اوهو ..... اوهو ...... حتما میپرسی که چرا گریه میکنم ؟! اوهو ...... اوهو ....... آخه امروز روز تولدمه . اوهو ..... اوهو ....... شاید الان با خودت بگویی : دختره دیوانه ! خب اینکه گریه نداره ! اوهو ..... اوهو ...... من هم باید در جواب به شما بگویم چرا نداره آخه , امروز سی و سه ساله شدم و بازهم هیچ خبری از شاهزاده و اسب سفیدش نشد که نشد حتی توی خواب ! اوهو ...... اوهو .......

 

نامه هفتم

 

دیروز حسابی اشکت را درآوردم نه ؟! خب ..... بگو ببینم , چه طوری سیندرلا جان ؟! چه سوال احمقانه ای ! چرا باید بد باشی آخه ؟! با اون شوهر خوشگل خوش تیپ مرفه بی درد و بی کس و کارت ! راستی ! تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چه قدر سعادت داشتی که شوهرت , خواهر و مادر ندارد و تو از دست نیش زبانشان که الهی نصیب گرگ بیابان نشود ! راحتی ؟ بگذریم .... سیندرلا جان ! امروز رفتم پوشکا بچه تهرون توی خبابون ولیعصر . لیدا میگفت فروشنده اش , دوست شوهرش , مجرده پولدار هم هست . گفتم شاید یا یک نگاه – مثل فیلمهای درپیت ایرانی ! – عاشقم شد و اومد خواستگاریم ! اما میدونی مردتیکه الاغ چی بهم گفت ؟! چی ؟! گفت شما چقدر خوشگل و باشخصیتین ! با من ازدواج میکنین ؟! نه بابا ! زهی خیال باطل ! ما از این شانسهای شما نداریم سیندرلا جان . گفت : مادرجان ! در خدمتیم . چی میخواستین . مانتو , روسری , شلوار , پیراهن ..... نمیدانی چه حالی شدم . انگار دیگ آب جوش را روی سرم خالی کردند . آخه من نمیدانم سی و سه سال هم سنه که باعث بشه این احمق کودن منو با مادر عجوزه اش اشتباه بگیره ؟! نه ! تو بگو خداییش ......

 

نامه هشتم

 

خیلی از دستت ناراحتم سیندرلا جان ! آخه بیمعرفت تازه به دوران رسیده , من برای تو ان همه نامه نوشتم و تو حتی یک بار هم پاسخی به نامه هایم ندادی . چی فکر کردی , اگه فرشته مهربون نبود باید تا آخر عمرت کلفتی نامادریت با اون دو تا دختر منگلشو میکردی !! حالا برای من شاخ شدی ؟! وای ی ی ..... من چقدر بی ادب شدم خدا ..... ببخشید دوست خوبم ! اگه اینها رو نمیگفتم , روی دلم می موند و رودل میکردم ! راستش را بخواهی کمی به تو حسودیم میشه , میدانی چرا ؟! آخه تو یک بار فقط یکبار آن هم سهوا کفشت را روی پله های قصر یک شاهزاده مجرد جا گذاشتی و موفق به ازدواج با او شدی , اما من صدبار کفشم را عمدا روی پله های خانه پسران مجرد جا گذاشتم و هیچ بخاری از هیچ کدامشان بلند نشد .

 

 

 

به نقل از روزنامه قدس

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 12:41  توسط نوید ارجمندنیا  | 
جستجوهای اینترنتی عمدتا به دو دسته ی اخلاقی و غیر اخلاقی یا به عبارت بهتر «غیر اخلاقی و اخلاقیآ» تقسیم می شوند !!

 جستجوهای غیر اخلاقی:
الف) جستجوی تصاویر غیر اخلاقی(47%): رده ی سنی 11 تا 16 سال/ عباراتی که معمولا مورد جستجو قرار می گیرند: [مشترک گرامی! دسترسی به این قسمت از متن امکان پذیر نمی باشد!!]

ب) جستجوی ویدئو های غیر اخلاقی(43%) این نوع جستجوها غالبا توسط سه گروه زیر انجام می شود:
گروه اول: ایرانیان مقیم خارج که از موهبت خطوط پرسرعت اینترنت بهره مند هستند
گروه دوم: خارجیان مقیم ایران که فکر می کنند از موهبت خطوط پرسرعت اینترنت بهره مند هستند! البته بعد از مدت کوتاهی دو سنتی شان (دو ریالی خارجی ها!) می افتد!!!

گروه سوم: کودکان 7 تا 11 سال که نمی دانند خطوط پر سرعت یعنی چه و شاید اصلا نمی دانند سرعت یعنی چه!
عباراتی که معمولا مورد جستجو قرار می گیرند: [مشترک گرامی! دسترسی به این قسمت از متن امکان پذیر نمی باشد!!]
 و اما جستجوهای اخلاقی:
الف) جستجوهای غیر اخلاقی نا گزیر(5%): این عده از جستجوها، جستجوهایی هستند که شخص بدون نیت قبلی و بدون قصد لذت، انجام می دهد ولی نتایج جستجو ... بعله! (به همین خاطر است که می گویند وقتی به قصد جستجو وارد اینترنت می شوید حواستان باشد کسی به مونیتورتان زل نزده باشد!)
عباراتی که معمولا مورد جستجو قرار می گیرند: تاریخچه ی لاستیک، قیمت شلغم صادراتی، آگهی استخدام، رزرو اتاق در مسافرخانه، هرمنوتیک و ...
ب) جستجوهای علمی(0.000001%): در عالم فقط دو نفر هستند که اقدام به جستجوی علم در اینترنت می کنند. یکی بنده و دیگری شما! ( آره ارواح جدمان! )
عباراتی که معمولا مورد جستجو قرار می گیرند: علم، دانش، دوباره علم!
ج) جستجوهای زنانه (5.999999%): نخیر! اشتباه نکنید! ما اینقدر بی فرهنگ و بی ادب نیستیم که پته ی نسوان و بانوان محترم را بریزیم روی آب! فقط به بیان قسمتی از جستجوها که منع اخلاقی ندارند بسنده می کنیم. این دسته از جستجوها معمولا توسط نو عروس ها و البته گاهی کهنه عروس ها انجام می شود.
عباراتی که معمولا مورد جستجو قرار می گیرند: طرز تهیه ی قرمه سبزی، طرز تهیه ی قرمه سبزی بدون سبزی، چگونه صاحب النگو شویم؟، روش های تعویض پوشک بچه، طریقه ی خفه کردن بچه ی زر زرو، طریقه ی خفه کردن شوهر زر زرو، طریقه ی خفه کردن مادر شوهر زر زرو، چگونه بفهمیم شوهرمان دو شلوار دارد!
نتایج:
1) به طور کلی سنین 16 به بالا اقدام به جستجوهای غیر اخلاقی نمی کنند چرا که روش استفاده از پروکسی و فیلترشکن را می دانند !!!
2) به طور کلی جستجوهای اینترنتی و به خصوص جستجوهای غیر اخلاقی اینترنتی یکی از مظاهر جامعه ی متمدن و توسعه یافته است. امید آن می رود که تا پایان برنامه ی دویست ساله ی توسعه، ملت شریف ایران بتوانند به سطحی از فرهنگ نایل آیند که دیگر برای مقاصد اخلاقی جستجو نکنند! هرچند به نظر می رسد با این روند رو به رشد تا پایان سال جاری به این هدف ارزنده خواهیم رسید !!!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:41  توسط نوید ارجمندنیا  | 
 


برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 15:30  توسط نوید ارجمندنیا  | 

 حاج آقا(قاضي): خودتونو كامل معرفي كنيد…

 

- شوهر: كاظم! برو بچز بهم ميگن كاظم لب شتري! ديلپم ردي! ?? ساله!

 

- زن : نازيلا! ليسانس هنرهاي تجسمي از دانشكده سيكتيروارد فرانسه! ?? ساله!

 

دادگاه-خانواده

 

- حاج آقا : چه جوري با هم آشنا شديد؟

 

- شوهر : عرضم به حضور اَن ورت حاجي! ايشون مارو پسند كردن! مام ديديم بد گوشتيه گرفتيمش!!!

 

- زن: حاج آقا مي بينين چه بي چشمو روئه! حاج آقا تازه سابقه دارم هست!

 

- شوهر: حاجي چرت ميگه! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بي گناهيه كامل!

 

- حاج آقا : جرمت چي بود؟

 

- شوهر : حاجي جرم كه نمي شه بهش گفت! داش كوچيكم حرف گوش نميكرد … مختوع النسلش كردم !

 

- زن : حاج آقا مي بينين چقد بي احساسه !

 

- حاج آقا : خواهر من شما به چه دليلي تقاضايه طلاق كردين ؟

 

- زن : حاج آقا ما الان درست ? ساله كه ازدواج كرديم ولي اين آقا اصلا عوض نشده !

 

- شوهر : دهه ! بابا بكش بيرون ! حاجي بده اصالتمو از دست ندادم ؟

 

- حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده ميخواين طلاق بگيرين؟

 

- زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم ! مدرنش ميكنم ! حاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه ! نميدونه مدرنيسم چيه!

 

- شوهر : بابا نموده مارو ! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپوش !! اونو نپوش ! حاجي طاقت مام حدي داره !

 

- زن : حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپوشه!

 

- شوهر : حاجي ميخوايم بريم خونه اون باباي قالپاقش !!! گير ميده ميگه بايد كروات بزني ! به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولي پايين رفتنش با شابدوالعظيمه ! حاجي ما از بچگي عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صحبتا !

 

- حاج آقا : خواهر من حق با ايشونه !

 

- زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواري نپوش ! يكي مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش!

 

- شوهر : حاجي من اصن بدون زيرشلواري خوابم نمي بره ! بابا چارديواري اختياري ! راستش اينجا جاش نيست ولي باباي خدا بيامرزم ميگفت :

 

- حاج آقا : خدا بيامرزتش !

 

- شوهر : خدا رفتگان شمارم بيامرزه ! ميگفت : سعي كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكني !! يكي سيغار ! يكي زيرشلواري ! حاجي جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته ! آخه خداييش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!!

 

- زن : حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعي كردم حرف زدن اينو درست كنم ! نشد كه نشد !

 

- شوهر : حاجي رفته واسه من معلم خصوصي گرفته ! فارسي را درست صوبت كنيم ! ديگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم ! حاجي خسته مونده از سر كار ميام خونه به جاي چايي واسه من كافي شاپ مياره ! درسته آخه ؟! حاجي از وقتي گرفتمش ?? كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا تيتيشيا داده به خورده ما!!! لازانتيا و بيف استراگانورف و اسپاقرتي و از اين آت آشغالا. حاجي هركي يه سليقه اي داره ! خب منم عاشق آب سيرابي با كيك تيتاپم !!!

 

- زن : حاج آقا يه روز نمي شه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وثيقه آزادش كرديم …

 

- شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! كسي نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنم !!!

 

-حاج آقا:خب شما كه اينهمه با هم اختلاف فرهنگي و اقتصادي داشتين چرا با هم ازدواج كردين ؟

 

- زن : عاشقش بودم ! ديوونش بودم ! هنوزم هستم…

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 14:24  توسط نوید ارجمندنیا  | 
در شماره 277 مجله صنایع نظامی اسراییل به تاریخ 1 دسامبر 2005 خلاصه ای از گزارش دوسالانه واحد اطلاعات ارتش اسراییل درباره ایران منتشر شده است . البته بر طبق عرف معمول این نمونه گزارشها در سه ماهه نخست سال آینده میلادی (2006) منتشر میگردد و در اختیار رسانه های عمومی قرار میگیرد ولی مجله صنایع نظامی اسراییل وابسته به وزارت دفاع اسراییل به انتشار قسمتهایی از این گزارش اقدام نموده است و با توجه به اینکه این نشریه ماهیانه( مجله صنایع دفاعی اسراییل) از نشریات معتبرمیباشد و زیر نظر وزارت دفاع اسراییل منتشر میگردد در صحت مطالبی که منتسب به "واحد اطلاعات ارتش اسراییل "نموده تردید نمیباشد . صاحب امتیاز این نشریه وزارت دفاع اسراییل میباشد و در مقابل عنوان زمینه فعالیت این نشریه عبارت:" بولتن خبری وزارت دفاع اسراییل" درج شده است و در گذشته نیز اینچنین مواردی توسط این نشریه پیش از اعلام رسمی منتشر گشته است .تمام مطالبی که در این مبحث عنوان میشود و بدان استناد میگردد ازصفحات 64 الی 72 شماره277 این نشریه(مجله صنایع نظامی اسراییل) به تاریخ 1 دسامبر2005 که به صورت ویژه نامه در آخرین شماره این نشریه در سال2005 منتشر شده است نقل میگردد..

البته این نمونه گزارش ها از سوی مراجع رسمی و غیر رسمی بسیاری منتشر میگردند ولی گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل با همه آنها بسیار متفاوت میباشد .این واحد اطلاعاتی از بهترین و قدرتمند ترین واحدهای اطلاعاتی (= جاسوسی)در جهان میباشد تا آنجا که گزارشهای این واحد مورد استناد و استفاده سازمانهایی از قبیل سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده (CIA) و ارتش ایالات متحده و ... و مراجع و سازمانهای کشورهای مختلف جهان قرار میگیرد .
برای اینکه بدین سخن من ایمان آورید از شما دعوت مینمایم تا بار دیگر به گزارش این واحد در سال 2003 درباره ایران توجه نمایید:
http://nativ.cc/Jan2003/pine.htm
اگر شما به میانه گزارش مذکور دقت نمایید این متن را مشاهده مینمایید :
نقل قول:

איראן רכשה טילי קרקע-אוויר HQ7 גם מסין, שהם הגירסה הסינית לטיל ה"קארוטל" הצרפתי, בעלי טווח של 12 ק"מ. איראן שוקלת רכישתו של טיל נ.מ קצר-טווח Tor-M1 כחלק ממערך ההגנה האווירית הרב-שכבתי שלה. ה- Tor-M1 היא מערכת טילי קרקע-אוויר המיועדים ליירט מטוסים, מל"טים/מזל"טים, טילים מונחים וכלי נשק מדויקים הטסים בגבהים שונים בסביבה אווירית צפופה.


همانگونه که مشاهده مینمایید در این متن سخن از سیستمهای دفاع موشکی تور ام یک(Tor- M1) آورده شده است و این واحد اعلام نموده ایران تصمیم به خرید و استفاده از این سیستم دفاعی دارد و ما تا همین مدت اخیر و کمتر از دو هفته پیش یعنی اواخر سال 2005 میلادی و در آستانه سال 2006 میلادی و تا قبل از اعلام رسمی ایران و روسیه نیزما از آن بی اطلاع بودیم ولی این واحد اطلاعاتی در سال 2003 یعنی حداقل 2 سال پیش از اعلام رسمی این خبر از سوی مراجع رسمی(= مقامات ایران و روسیه) و خبرگزاریها آن را اعلام نموده بود .
نیازی به عنوان نمودن دلایل دیگر برای سخنان خود نمیبینم . خلاصه ای (8 صفحه) از گزارش(104 صفحه) این واحد اطلاعاتی درباره ایران در نشریه صنایع نظامی اسراییل درج شده است .شما را به مطالعه آن دعوت مینمایم .



برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 14:40  توسط نوید ارجمندنیا  | 
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 15:31  توسط نوید ارجمندنیا  | 


برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 15:48  توسط نوید ارجمندنیا  | 
هر سوال رو تو 10 ثانیه جواب بدید


1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد
.
.
.
.
.
.
.
.
.....
پاسخ تست ها
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید)
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که
ساعت 9 شب است
4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)
5- او 9 گوسفند خواهد داشت
6- کبریت
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد
8- همان2 سیب
9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 15:46  توسط نوید ارجمندنیا  | 
  کلیپی از دردناکترین حوادث ورزشی که ممکنه اتفاق بیفته رو براتون میزارم و امیدوارم هیچوقت برای شما پیش نیاد .






برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:14  توسط نوید ارجمندنیا  | 
سلام به همگی
در این پست میخوام شرح یکی از پیچیده ترین و خلاقانه ترین عملیاتهای ایران در دوران جنگ رو براتون بزارم . این عملیات در سال هفتم جنگ و در اوج کمبود مهمات و سلاح در ایران انجام شده و باعث برگشتن ورق جنگ به نفع ایران گشت .
توصیه میکنم حتما شرح این عملیات هیجان انگیز رو در ادامه مطلب بخونید مطمئنم که لذت خواهید برد .



منبع : www.tebyan.net
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 1:53  توسط نوید ارجمندنیا  | 
  موشک زمین به هوای MIM-23 موسوم به HAWK

تعداد لانچرها : 150

تعداد موشكها : بيش از هزار فروند

ستون فقرات پدافند موشکی ضدهوائی ایران را سیستمهای پیشرفته HAWK تشکیل می دهند که تقریبا قادر به رهگیری و انهدام هر نوع هواپیمائی (از جمله جنگنده های پیشرفته آمریکائی) می باشد. طراحی و ساخت این موشک در دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد و در سال ۱۹۶۲ آزمایش شد و بعدا به تولید انبوه رسید و چندین بار در آن تغییراتی ایجاد شد تا آنجا که در سالهای کنونی تبدیل به یک سیستم ضد موشکی شده است. این سیستم در جنگ ۱۹۶۷ میان اعراب و اسرائیل و در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به خوبی عمل کرد و تعداد زیادی هواپیمای عراقی توسط این موشک سرنگون شد. ایران دارای تعداد زیادی موشک هاوک است که با چنین پدافندی در کنار توپهای قدرتمند ضدهوائی تقریبا هر نوع هواپیمای مهاجم محکوم به نابودی هست.

لازم به ذکر است که این موشکها در ردیف موشکهای برد متوسط ضدهوائی قرار داشته و در صورت ارتقا و نصب سیستمهای پیشرفته قابلیت رهگیری و انهدام موشکهای كروز و بالستیک را نیز دارد.



مشخصات این موشک عبارتند از :

كشور سازنده : ايالات متحده آمريكا

نوع ماموریت : انهدام انواع هواپیما در ارتفاع متوسط + انهدام موشكهاي كروز

طول : ۳.۸۱m قطر : ۳۸.۴cm

وزن : 635kg

حداكثر برد : ۲۴ الی ۴۰ کیلومتر

حداكثر ارتفاع اثر : ۹.۱۴km

سرعت : ۲۶۵۰ کیلومتر در ساعت

نوع سیستم هدایتی : Radar directed semi-active homing

نوع سیستم هدایتی درون موشک : Semi-active homing

وزن کلاهک : ۱۳۶.۲ کیلوگرم

بازه زمانی شلیک : ۳ ثانیه

حسگرها : High power continuous wave radar (HIPIR)

Continuous wave acquisition radar (CWAR)

Pulse Acquisition Radar (PAR) and passive optical scan

قیمت هر موشک : ۲۵۰۰۰۰ دلار

هزینه ایجاد یک سایت موشکی هاوک با توجه به منابع اطلاعاتي آمريكا( هزینه موشکها در نظر گرفته نشده است) : ۴۵۰۰۰۰۰۰ دلار

----------------------------------------


برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 17:42  توسط نوید ارجمندنیا  | 
فردا آغاز ترم جدید دانشگاه و همچنین سال تحصیلی جدید مدارس است . یادش بخیر دوران دبیرستان چقدر خوش میگذشت هر روز با بچه ها میگفتیم و میخندیدیم و در روزهای آخر تابستون دلمون واسه همدیگه و کلاس و مدرسه تنگ میشد . حالا به قول خودمون شدیم دانشجو و باید صبح تا شب همش دنبال دانش باشیم .
چند روز پیش انتخاب واحد بود و به لطف فن آوری نوین باید از طریق اینترنت این کار رو انجام میدادیم اما به علت برنامه ریزی اشتباه دانشگاه تعداد زیادی از دانشجویان در یک زمان محدود برای انتخاب واحد به سایت مراجعه کردند که نزدیک بود سرور سایت از کار بیفته . استفاده از اینترنت dial- up که در همچین  مواقعی که اصلا به درد نمیخوره برای همین به یکی از کافی نت های شهر که مشهور به پرسرعت بودن بود رفتیم تا از مزایای ADSL این نعمت بزرگ فیض ببریم که ظاهرا خیلی ها همزمان با ما داشتند فیض میبردند که در نتیجه توزیع این فیض سهمیه بندی شده بود و هر یک ساعت به هر نفر یک عدد فرصت میرسید تا یک درس رو انتخاب واحد کنه که در مجموع برای بنده 3 ساعت طول کشید تا چند درس تاقابل رو انتخاب کنم . به هر حال از عنایات وزارت ارتباطات است که پهنای باند به این وسیعی و سرعت به این بالایی در اختیار ملت است .
به هر حال هر کاری سختی خودش رو داره شاید این محدودیتها برای آبدیده شدن دانشجویان باشه تا بعد بتونند شرایط سخت رو تحمل کنند !!!!
در نهایت برای قشر زحمت کش و بدبخت و غرب زده و جاسوس و نظام برانداز دانشجویان طلب مغفرت و پیروزی دارم .



اینم عکس دانشگاه من

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 14:20  توسط نوید ارجمندنیا  | 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 15:2  توسط نوید ارجمندنیا  |