تبليغاتX
کلبه من
همه چیز از همه جا
 


برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 14:44  توسط نوید ارجمندنیا  | 
یک کلیپ قدیمی اما جالب . توصیه میکنم حتما ببینید







برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:59  توسط نوید ارجمندنیا  | 
یک آهنگ بسیار مدرن و زیبا !!!!!!







برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:57  توسط نوید ارجمندنیا  | 
خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گیتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!


برای مشاهده کامل به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 16:22  توسط نوید ارجمندنیا  | 
چند سال پيش در يک روز گرم تابستان پسر کوچکي با عجله لباسهايش را درآورد و خنده کنان داخل درياچه شيرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش ميکرد و از شادي کودکش لذت ميبرد.مادر ناگهان تمساحي را ديد که به سوي فرزندش شنا ميکند.مادر وحشت زده به سمت درياچه دويد و با فرياد پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ولي ديگر دير شده بود
تمساح با يک چرخش پاهاي کودک را گرفت تا زير آب بکشد. مادر از راه رسيد و از روي اسکله بازوي پسرش را گرفت.تمساح پسر را با قدرت ميکشيد ولي عشق مادر به کودکش آنقدر زياد بود که نميگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزي که در حال عبور از آن حوالي بود, صداي فرياد مادر را شنيد, به طرف آنها دويد و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سريع به بيمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودي مناسب بيابد. پاهايش با آرواره هاي تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روي بازوهايش جاي زخم ناخنهاي مادرش مانده بود. خبرنگاري که با کودک مصاحبه ميکرد از و خواست تا جاي زخمهايش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتي زخم ها را نشان داد, سپس با غرور بازوهايش را نشان داد و گفت: اين زخم ها را دوست دارم, اينها خراش هاي عشق مادرم هستند 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 16:16  توسط نوید ارجمندنیا  | 
آهنگ معروف 666 رو شنیدید






برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 16:9  توسط نوید ارجمندنیا  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 15:14  توسط نوید ارجمندنیا  | 


برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 16:11  توسط نوید ارجمندنیا  |