
برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 15:11 توسط نوید ارجمندنیا
|
رشته تحصیلی من طوری بود که پیش دانشگاهی نداشتم بنابراین یک سال بیشتر وقت داشتم تا در دانشگاه قبول بشم سال اول که کنکور آزاد و سراسری دادم مثل اکثر کنکوریها در سراسری قبول نشدم ولی در دانشگاه آزاد در نیشابور قبول شدم ولی به خیال آنکه سال بعد میتونم در مشهد قبول بشم نرفتم . یک سال به خوش گذرونی گذشت و دوباره زمان کنکور فرارسید و بازهم اینبار سراسری قبول نشدم و آزاد در بندر لنگه قبول شدم که به دلیل دور بودن از شهر خودم نرفتم . بنابراین چون به سنی رسیده بودم که مشمول بودم رفتم و دفترچه اعزام به خدمت رو پر کردم و درس خوندن رو گذاشتم کنار . یادش بخیر یه رفیق دارم که از دبیرستان با هم آشنا هستیم و شرایطش هم مثل همه و دل من به این خوش بود که باهم دیگه میریم خدمت و به خوبی و خوشی برمیگردیم .
توی دفترچه یه قسمت داره که باید پزشک مشمول رو معاینه کنه تا مشکلی از نظر سلامتی نداشته باشه . خلاصه من و دوستم رفتیم پیش دکتر و اون منو معاینه کرد و گفت حتما باید بری خدمت که برات خوبه ولی وقتی نوبت به دوستم رسید در کمال ناباوری به دکتر گفت : آقای دکتر من کف پاهام صافه . منو بگو دهنم از تعجب باز مونده بود . اینجوری شد که دوهفته بعد برای من برگ سبز اعزام اومد و برای دوستم وقت کمسیون پزشکی برای معافیت . فکر کنم فروردین 1384 بود که برگ سبز اعزام برام اومد و تاریخ اعزامم 84/9/18 اعلام شده بود و تقریبا 6 ماه وقت داشتم که از زندگی لذت ببرم . توی همون برگ سبز کد محل آموزش رو هم نوشته بودند . بعد از کلی پرس و جو متوجه شدم که محل آموزش من در شمال کشوره بنابراین خوشحال بودم که جای خوش آب و هوایی باید خدمت کنم .
روز 18 / 9 جمعه بود و من هم برای آمادگی لازم موهای عزیزم رو با نمره 4 زدم و با خیال آسوده آماده اعزام بودم . فرداش که به حوزه رفتم دیدم جمعیتی در حدود 1000 نفر مثل من منتظراعزام هستند . بعد از چند دقیقه اسم منو خوندن تا به داخل حوزه برم اونجا صفی بود که من آخرش ایستاده بودم .
سرهنگی که مسئول جدا کردن سربازها بود تعدادی از این صف رو جدا کرد و به سربازش گفت : اینها برن شمال . اونجا بود که کمی شک کردم . بعداز اینکه اون گروه کارشون تموم شد از بقیه مشمولین حدود 500 نفر رو جدا کردند که من هم جزء اونها بودم . تازه اون موقع بود که فهمیدم باید برم توی نیروی دریایی ارتش خدمت کنم . هیچوقت یادم نمیره اون لحظه یاد این فیلمهای آمریکایی افتادم که نشون میده سربازهای نیروی دریایی سخت ترین آموزشها رو میبینند و در خطرناکترین عملیاتها شرکت میکنند .
بعد از اینکه ما رو گروه بندی کردند همون سرهنگه بهمون گفت : محل آموزش شما پایگاه نیروی دریایی در سیرجان است . برای اطلاع باید بگم که سیرجان یکی از شهرستانهای استان کرمانه و درست وسط کویر . منو بگو فکر میکردم شمال خدمت میکنم و از آب و هوای اونجا لذت میبرم اما زهی خیال خام .
خلاصه اون روز به دلیل نبود اتوبوس اعزام ما به تعویق افتاد و فرداش با یک دستگاه اتوبوس عازم سیرجان شدیم . من و بقیه فکر میکردیم داریم میریم مسافرت و پیک نیک نمیدونید توی اتوبوس چیکار که نمیکردیم اما فرداش که رسیدیم سیرجان چشمتون روز بعد نبینه .............
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 16:5 توسط نوید ارجمندنیا
|
با سرعت انگشتانش را روی دکمه ها فشار میداد و حروف به سرعت به هم می چسبیدند و روی صفحه حک می شدند : " از همان روزی که تو را دیدم فهمیدم تو با همه فرق داری تو مثل دخترهای دیگر نبودی و نیستی و شاید برای همین است که من عاشقت شدم و دوست دارم بدانی که تو اولین و آخرین عشق من هستی ، برای همیشه " . فکر کرد همین قدر کافیه بیشتر از این ممکن است مصنوعی بشود حالا فقط باید برای چهارتایی شون میل می زد و منتظر جواب می ماند .
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 14:39 توسط نوید ارجمندنیا
|
آن روز صبح ايستگاه اتوبوس مملو از جمعيت بود. به زحمت سوار اتوبوس شدم و روي يكي از صندلي ها نشستم. پيرمردي كه سرپا ايستاده بود با حالتي خاص به من نگاه كرد و سرش را به معني تاسف تكان داد. بي اهميت به نگاه او مشغول خواندن روزنامه شدم.
آن شب قرار بود كه با مادر و خواهرم به خواستگاري يكي از خانم هاي همكارم برويم.با يك سبد گل بزرگ به آنجا رفتيم. تمام مدتي كه آنجا بوديم از خجالت سرم را بالا نياوردم .پدر آن خانواده با ديدن من سرش را به حالت تاسف تكان داد، درست به همان شكلي كه در اتوبوس انجام داده بود
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 14:38 توسط نوید ارجمندنیا
|

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 14:16 توسط نوید ارجمندنیا
|
توی این پست موسیقی بازیهای یورو 2008 رو برای دانلود میزارم . البته یه کم دیره اما شنیدنش خالی از لطف نیست در ضمن این موسیقی از بلاگ دوست عزیزم آقای حسین رستمی گرفته شده که شما میتونید موسیقی متن فیلمهای سینمایی رو در اونجا به این آدرس پیدا کنید recital.blogfa.com
برای دانلود موسیقی
اینجا کلیک کنید
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 15:54 توسط نوید ارجمندنیا
|
سمفونی ایثار یکی از آثار شاخص استاد مجید انتظامی است که حتما تا به حال قسمتهایی از اون رو توی تلویزیون شنیدید . این سمفونی دارای چهار بخشه که یکی از اونها رو که خیلی قشنگ و زیباست برای دانلود اینجا میذارم و پیشنهاد میکنم حتما گوش کنید .
برای دانلود
اینجا کلیک کنید
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 15:48 توسط نوید ارجمندنیا
|