تبليغاتX
کلبه من
همه چیز از همه جا
چند روز دیگه سالگرد فوت پروفسور محمود حسابی است . به همین مناسبت به این فکر افتادم تا چکیده ای از دستاوردهای علمی و موفقیتهایی که ایشان بدست آورده اند را اینجا برای شما بنویسم .
 این مطالب برگرفته از کتاب استاد عشق که به قلم فرزند ایشون به رشته تحریر در آمده است . نسخه ای که در اختیار من است چاب چهاردهم سال 1383 می باشد .

تحصیلات دانشگاهی
- لیسانس ادبیات از دانشگاه آمریکایی بیروت ( در هفده سالگی )
- لیسانس مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت
- لیسانس ریاضیات و ستاره شناسی و زیست شناسی از دانشگاه آمریکایی بیروت
- لیسانس مهندسی برق از دانشگاه برق پاریس
- لیسانس مهندسی معدن از مدرسه ی عالی معدن پاریس
- گذراندن دوسال اول رشته حقوق ( در طی یک سال ) در دانشگاه سوربن
- گذارندن رشته پزشکی
- دکترای فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه

مشاغل و خدمات
- تعیین نقشه راه ها در لبنان
- مهندس راه و ساختمان در اداره راه سوریه و اجرای پروژه بهسازی و راهسازی در شرکت مقاطعه کاری فرانسوی
- استخدام به عنوان مهندس راه و ساختمان در اداره راه لبنان
- خدمت در رصد خانه فرانسه در کوههای آلپ
- شناسایی و کار در معدن ذغال سنگ ناحیه ی سار فرانسه
- کار به عنوان مهندس برق در راه آهن برقی دولتی فرانسه
- راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق ( ژنراتور ) در کشور ( آشتیان )
- تشکیل گروه موسیقی کلاسیک ( سنتی ) به نام سن سباستین
- آغاز واژه گزینی و برابر سازی علمی ( نهضت جلوگیری از نفوذ کلمات خارجی در دروس دانشگاهی و زبان فارسی)
- ایجاد اولین کارگاه علوم تجربی در علوم کاربردی در ایران
- استخدام به عنوان مهندس راه و ساختمان در وزارت طرق و شوارع عامه ( راه و ترابری ایران )
- نقشه برداری و ترسیم اولین نقشه ی راه ساحلی سراسری بنادر خلیج فارس
- تاسیس اولین مدرسه ی مهندسی وزارت راه و تدریس در آن
- آغاز واژه گزینی فارسی و برابر سازی علمی
- تاسیس دارالمعلمین عالی و تدریس در آن
- ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور
- ساخت اولین رادیو در کشور
- تاسیس دانشسرای عالی و تدریس فیزیک و مکانیک در آن
- تاسیس اولین کارگاه ساخت قطعات دست ساز برای اتوموبیلهای ایران
- ساخت و راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
- ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور
- نصب و راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
- ایجاد انجمن زبان فارسی و بنیان گذاری فرهنگستان زبان فارسی
- صاحب کرسی و استاد فیزیک از 1310 ش تا پایان عمر
- تعیین ساعت ایران
- تدوین اصول اندازه گیری و مقیاس گذاری و ایجاد اداره ی اوزان و مقیاسها ( موسسه استاندارد )
- رئیس انجمن فیزیک ایران در بدو تاسیس
- نقشه برداری و محاسبات و احداث راه تهران - شمشک به منظور بهره برداری از معادن ذغال سنگ
- تاسیس اولین بیمارستان خصوصی در ایران ( بیمارستان گوهرشاد به یاد مادر گرامیشان )
- پایه گذاری تدریس علوم به زبان فارسی و تدوین کتب علمی به زبان فارسی
- طرح تاسیس دانشگاه تهران و تدوین اساسنامه آن
- تاسیس دانشکده فنی و ریاست و تدریس در آن دانشگاه
- شرکت در تاسیس فرهنگستان ایران
- شرکت در کنفرانس علمی بین المللی آکسفورد
- تاسیس دانشکده علوم و ریاست آن
- پایه گذاری و عضویت افتخاری در شورای عالی معارف
- تاسیس مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
- تاسیس اولین رصدخانه نوین  در ایران
- راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی در کشور
- عضو هیئت تحقیقاتی در انستیتوی تحقیقات هسته ای شیکاگو
- ماموریت خلع ید از شرکت نفت انگلیس در دولت دکتر مصدق
- اولین رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در دولت دکتر مصدق
- وزیر فرهنگ در دولت دکتر مصدق
- تاسیس و ریاست موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
- پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
- تاسیس مرکز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز
- راه اندازی اولین لیزر ایران
- خریدن زمین در کره مریخ
- تاسیس و راه اندازی اولین راکتور اتمی دانشگاه تهران و ایجاد سازمان انرژی اتمی
- تاسیس انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش های موسیقی
- تاسیس و ریاست کمیته ی پژوهشی فضای ایران
- ریاست گروه ممالک جهان سوم در کنفرانس بین المللی فضا

در پی تلاشهای بی وقفه استاد در زمینه های گوناگون علمی و فرهنگی بزرگترین نشان علمی فرانسه ( کوماندور دولالوژیون دونور و افیسیه دولالژیون دونور ) به ایشان اعطا گردید . در سال 1350 ش به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران ملقب گردیدند و در سال 1366 ش در کنگره شصت سال فیزیک ایران از خدمات ایشان به عنوان پدر فیزیک ایران قدردانی به عمل آمد . استاد همچنین در سال 1990 م به عنوان (( مرد اول علمی جهان )) برگزیده شد .

پروفسور محمود حسابی در سال 1281 متولد و در 12 شهریور 1371 ش وفات یافتند .


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 15:21  توسط نوید ارجمندنیا  | 
سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف
هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره
زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين
زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه
شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره!

سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من
دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو
شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي
گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل
و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر
قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر
ما كم نكند!


برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 14:29  توسط نوید ارجمندنیا  | 
حتما خودتون میدونید سیرجان یکی از شهرستانهای استان کرمانه و آب و هوایی کویری داره در کویر روزها خیلی گرمه و شبها خیلی سرده و این مشکلی بود که من تا به حال با اون برخورد نکرده بودم .
ساعت 11 صبح که رسیدیم دم در پادگان یکی از سربازهای دژبان به استقبالمون اومد و بعد از کلی بشین پاشو و دویدن اسامی ما ها رو نوشت و به داخل محوطه پادگان هدایت کرد . هیچوقت فکر نمیکردم صحنه هایی که از دوران سربازی توی فیلمها میبینم برای خودم اتفاق بیفته و از نزدیک و با تمام وجود اون اتفاقات رو احساس کنم .
بعد از آمار گیری بهمون گفتند که باید معاینه پزشکی بشید و در کمال ناباوری درجه داری که مسئول ما بود گفت که تمام لباسهای خودمون رو دربیاریم و تنها با شورت در صف قرار بگیریم برای معاینه پزشکی . فرض کنید 800 نفر پسر جوان همگی لخت و تنها با یک شورت در صف قرار گرفته بودند . واقعا صحنه خنده داری بود . بعد از اینکه همه بچه ها لباسهاشون رو در آوردند در گروهای 3 نفری برای معاینه پیش پزشک میرفتند اونم چه معاینه ای . توی اتاق دکتر  من و دوتا از بچه ها روبروی دکتر ایستاده بودیم که بهمون گفت دستهاتون رو بگیرید بالا و بچرخید . واقعا این صحنه رو برای خودتون تجسم کنید که چقدر مضحک و خنده دار شده بودیم .
بعد از معاینه 800 نفر انسان که چند ساعتی طول کشید بهمون گفتند که موقع ناهار است و باید به غذا خوری برویم . در مورد غذای پادگان باید بگم که بهترینش پلو مرغ بود اما چه مرغی . در آشپزخانه توی هر دیگ 10 تا مرغ میپختند بعد از اینکه آماده میشد با استفاده از پشت ملاقه و بیل مخصوص آشپزی این مرغهای پخته رو توی همون دیگ له میکردند .
موقع غذا خوردن سهمیه هر نفر یک کف گیر برنج و یک ملاقه مرغ له شده بود و یک کف دست نان . اولین غذای سربازی به مذاق خیلی از بچه ها خوش نیامد  و همه اون رو دور ریختند و تنها به خوردن نان اکتفا کردند . بعد از نهار حدود نیم ساعت به کل 800 نفر وقت دادند که از دستشویی استفاده کنند حالا تصور کنید به هر نفر چه مدت زمان میرسید و با چه سرعتی باید کارش رو تموم میکرد .
بعد از نهار بقیه مراسم پذیرش انجام شد اما برای تحویل لباس نظام  و وسایل مورد نیاز سربازان وقتی نبود چون موقع خواب و خاموشی بود بنابراین ما هارو به یک خوابگاه بردند . توی اتاق خواب حدود 50 تخت دو طبقه بود موقعی که همه بچه ها از فرط خستگی خوابشون برد من که روی تخت بالا دراز کشیده بودم نیم خیز شده و نگاهی به خوابگاه که با نور کم سوی یک چراغ خواب روشن شده بود انداختم که بچه ها به ردیف بیهوش شده بودند . با خودم فکر میکردم الان دارم خواب میبینم و من اصلا هنوز اعزام نشدم و هر آن ممکنه مامانم بیاد و منو بیدار کنه توی همین فکر بودم که یک دفعه درجه دار مسئول ما با لگدی محکم به در آسایشگاه کوبید و تمام بچه ها از جمله من از خواب بیدار شدند . من با نگاهی که به ساعت انداختم متوجه شدم ساعت 3:30 شب است و باید برای نماز و صبحانه آماده بشیم اما ..........

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 14:58  توسط نوید ارجمندنیا  | 
همیشه با خودم میگفتم این مردم عرب حاشیه خلیج فارس روی دنیایی از نفت زندگی میکنند و غمی ندارند که با دیدن این کلیپ مطمئن شدم نظرم درسته . راستی مواظب باشید برای شما بد آموزی نداشته باشه اینها عربند .
اما خداییش خیلی حرفه ای کار میکنند . پیشنهاد میکنم حتما ببینید






برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 15:14  توسط نوید ارجمندنیا  | 
توی این پست میخوام کلیپی از اتفاقات خنده دار رو بهتون معرفی کنم . مطمئنم که تمام 2 دقیقه مدت زمان این کلیپ رو حتما میخندید .





برای دانلود اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 15:9  توسط نوید ارجمندنیا  | 
 
برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 14:57  توسط نوید ارجمندنیا  |